لسان الملك سپهر

2209

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

كس كه از خداى بترسيد خداوندش همه چيز را از او به بيم انداخت ، و آن كس كه از خداى نترسيد خداوندش از هر چيز بيمناك ساخت و كسى كه از خداى به رزق اندك رضا داد ، خداوند از او به عمل راضى گشت . و آن كس كه در طلب حلال از كسبهاى پست حيا نكرد در كار معاش سبكبار شد ، و فراغت بال و رفاهيّت عيال حاصل كرد ، و كسى كه از حبّ دنيا زهادت جست خداوند باب حكمت را بر دل او فراز داشت ، و زبانش را با بيان حكمت انباز ساخت و چشمش را به زشت و زيباى جهان بينا فرمود و از جهانش به سوى جنان جاى بپرداخت . و قال : اقيلوا ذوى الهيئة عثراتهم : مىفرمايد : معفو داريد لغزشهاى مردم بىحيلت و بىنگرا را . و قال : الزّهد فى الدّنيا قصر الامل ، و شكر كلّ نعمة ، و الورع عن كلّ ما حرّمه اللّه : زهد در دنيا ، كوتاه داشتن تمنّى و شكر نعماى الهى و پرهيزكارى از مناهى است . و قال : لا تعمل شيئا من الخير رياء و لا تدعه حياء . در كار خير ريا روا مدار ، و در امضاى امور شرعيه حيا به كار مبند . و قال : انّما أخاف على امّتى ثلاثا : شحّا مطاعا ، و هوى متّبعا ، و اماما ضلالا . [ فرمود ] : بر امّت خود در سه چيز بيمناكم : از بخل و حرصى كه مطاع دانند ، و هواى نفسى كه متابعت كنند ، و پيشواى گمراهى كه اطاعت نمايند . و قال : من كثر همّه سقم بدنه ، و من ساء خلقه عذّب نفسه ، و من لاحى الرّجال ذهبت مروّته و كرامته . [ فرمود ] : كسى كه اندوهش در كار دنيا فراوان گردد رنجور شود ، و كسى كه خوى خويش را بد كند خويش را به عذاب افكند ، و كسى كه مردم را بد گويد و منازعت اندازد مروّت و كرامت از او برخيزد . و قال : الا انّ شرّ امّتى الّذين يكرمون مخافة شرّهم ، الا و من اكرمه النّاس اتّقاء شرّه فليس منّى : همانا بدتر كس از امّت من كسى است كه مردمش از بيم شرّ اكرام كنند ، و كسى را كه مردم از خوف شرّ او بزرگ شمارند بيگانه از من است . و قال : من اصبح من امّتى و همّته غير اللّه ، فليس من اللّه . و من لم يهتمّ بامور المؤمنين فليس منهم ، و من اقرّ بالذّلّ طائعا فليس منّا اهل البيت . [ مىفرمايد ] : هر كس از امّت من جز به خداى روى كند بيگانه از خداست ، و هر كس در قضاى حوائج مؤمنين اهتمام نكند از مؤمنين بشمار نشود ، و كسى كه در نزد مخلوق خود